السيد الطباطبائي

286

اصول فلسفه رئاليسم ( فارسى )

بهتر مىپردازند . اصولًا كارهاى فكرى با سرگرمىهاى مادى سازش ندارد . و اين كه گفته‌اند : « فكر خدا و مذهب را استثمار كنندگان بشريت به وجود آورده‌اند » پاسخش همان است كه گفته شد . گذشته از آن اصولًا سوء استفاده از فكرى ، دليل بطلان و فساد آن نمىباشد . همه مىدانيم از نخستين روز كه بشر وارد صحنه اجتماع شده ، پيوسته اجتماعى صالح و آرمانى پاك به حسب فطرت مىخواسته و مىخواهد . با اين همه پس از صدها هزار سال ( به قول زمين‌شناسان ) تاكنون در اثر استفاده سوء و نامشروع استفاده‌جويان موفق به استقرار يك چنين اجتماع صالحى در ميان همه بشر نگشته ، آيا مىتوان گفت كه : اين آرمان مقدس نيست ؟ و يا اين كه استثمار كنندگان عالم بشريت آن را به وجود آورده‌اند ؟ اساساً هر روش و آرمان قابل توجه در ميان بشر پيدا شود كه توجه مردم را جلب كند راهزنان و نيرنگ بازانى پيدا شده و سر راه را گرفته و به هر رنگى بوده باشد استفاده‌هايى از اين راه خواهند برد . مىخواهد مقصدى صحيح باشد يا فاسد ، حق باشد يا باطل . 5 - و كسانى كه مىگويند : در آزمايش‌هاى علمى كه به هر گوشه و كنار جهان سر مىزند اثرى از خدا نمىيابيم ! . . . اين گروه مفهوم كلمه « خدا » را نفهميده و به مقصد مثبتين اين حقيقت پىنبرده‌اند . آنان كه به خدا معتقدند علتى در صف و رديف علل مادى قرار نمىدهند كه زمام برخى حوادث را به دست علل مادى سپرده و زمام برخى ديگر را به دست « خدا » بسپارند ، بلكه علتى فوق همه حوادث و علل آنها اثبات مىكنند كه نسبت او به همه آنها يك‌سان بوده باشد . مثل خدا و علت و معلول‌هاى مادى مثل دست و قلم و نوشته قلم است . آيا مىشود گفت : ما با چشم ساده و مسلح خود هر چه به نگاشته‌هاى قلم نگاه مىكنيم جز اين كه از نوك قلم پيدايش مىيابند ، چيزى ديگر نمىيابيم و در نتيجه دستى در